امروز که وبلاگ مرتضی رو دیدم فیل ام دوباره هوس هندوستان کرد. یعنی چند وقتی هست که زیر سرش بلند شده ومدام سعی میکنه من رو اغفال کنه دوباره رنگ وبلاگم رو عوض کنم ولی زهی خیال باطل. عزمم رو جزم کردم تا به ثمر نرسیدن پروژه قالب وبلاگ خوشگل کنی که من و حباب داریم با همکاری نانا انجام میدیم هیچم رنگ وبلاگم رو عوض نکنم!
یک بار گفتم این شهردار محترم هم حرفهایی می زند از آن حرفها. این چند وقت آنقدر پل های هوایی جدید، پیاده روهای سنگ فرش شده ، آسفالت های تعمیر شده و تازه و .... دیدم که به این نتیجه رسیدم این شهردار بین شهردارهای گل چند سال اخیر تهران نعمتیه! و راستش بابت اینکه بدش رو گفتم ولی خوبش رو نه! عذاب وجدان گرفتم . به پیشگاه خداوند دعا می کنم که کمی هم عقل به این بنده نازنین اش بدهد تا حرفهایی از آن قبیل نزند و اگر هم زد به مرحله عمل نرسونه . امیدوارم این آقا واقعا واقعا تصمیم داشته یک کاری برای این تهران بیچاره بکنه.
آخیش ، راحت شدم!
اصلا لازم نیست تغیری توش بدی همین که اسم مرتضی اومد توش ککلی با کلاس شده بیده لول ممنون
مال من قشنگ نیست؟
متاسفانه این پل ها و اسفالت های تو که تو می گی رو من تا حالا ندیدم.
باید عینک بزنم؟
می دونی چیه؟ آدم وقتی بخواد چیزی رو ببینه می بینه وقتی هم نخواد نمی بینه. یعنی یه هر حال ما دنبال علائم و نشانه هایی می گردیم که نظرات و عقاید ما رو تایید کنن. حقیقت جویی - یعنی دیدن چیزی که ورای دید من و تو باشه- کار سختیه. آگاه شدن و آگاه بودن و آگاه ماندن کار سختیه. جبهه نگرفتن کار سختیه. چون همه اینها دشمن بزرگی دارن به نام ضمیر ناخودآگاه. اونه که افسار آدمو دستش گرفته ( دور از جون).
باید افسارو از دستش بگیریم. تردید ندارم که این قدم اوله.
برای من
برای تو
برای همه.
قبول داری یا نه؟
یه چیز یادم رفت. می دونی؟ من حاضرم تو مالرو و خاکی و چاله چوله راه برم ولی سینمای خوب داشته باشم. تئاتر خوب داشته باشم. کشوری داشته باشم که به هنر مند احترام بگذاره. چون فکر می کنم اگه این اتفاق بیفته دیگه همچین چاله چوله هایی هم نخواهیم داشت.
این نظر منه.
آه . این حباب جان خیلی هنرمنده ؟ هان ؟ بگذریم . خانم مه آلود (ساغر سابق) ؛ می خوام تخته کنم برم . نظرت چیه ؟
دعای شما مستجاب نخواهد شد!
اره ... درستش هم همینه که در برابر این وسوسه شیطانی ! مقاومت کنی تا محصول خودت بیاد بیرون ...
سلام انسان:)
قالب وبلاگت خیلی هم قشنگه!
مثل حرفات
مثل فکرات...
آدم وقتی بخواد چیزی رو ببینه می بینه وقتی هم نخواد نمی بینه.
این از حباب بود...
من دو سه روز پیش یه همچین حرفی رو به یه دوست قدیمی زدم...
چشمای ما انتخابگرن...
مگه نه؟
سلام ۱: تا انتخابات چه قدر مونده؟ ۲: رضایت مردم رضایت خداست. راهنمایی: گذشت زمان انتخاب رو راحتتر می کنه...
سلام ... کاش منم راحت میشدم!
خوش به حالت!D:
سلام دوست من مطلب جالبی بود راستی یه سری به من بزن منتظرماااااااااااا.
از یه تروریست انتظار بیشتر نمیشه داشت دوست من
این شهردار بسیار جالب میباشد و من او را بسیار دوست میدارم. در انتخابات مجلس هم شرکت نمیکنم تا برای ۴-۵ سال آینده چند تا سوژهی جالب دیگر برای خنده داشته باشیم. اما اجرای آن طرح در تمام پارکهای تهران واقعا خدمت بزرگی است چون ما در این شهر بزرگ بهطور جدی با بحران کمبود توالت روبهروییم .
سلام...........
اومدم و خوندم و باز هم منتظرم
رنگ وبلاگتون بیثته!!
سلام
من مریم هستم.
در وبلاگ حودمون درباره ی خودمون مینویسیم.
سلام.منو شرکت نمیدین؟منم بلاگ خوشگل میخوام.
من شهردار تهران را خیلی دوست دارم او انقلاب را از شر دکتر سامی وبختیار ملعون راحت کرده است وبرای ما انصار حزبالله درست کرده است!
باسلام. اولین باره که اینجا میام. خیلی اینجا قشنگه و خیلی جالب. تبریک میگم. پیش ما هم بیا. خوشحال میشیم.
خوش اومدی اون طرفا. من این کارو کردم تا یه انگیزه ای برای تحرک خودم ایجاد کنم. در حال حاضر همین یک راهو داشتم.
حالا گیر دادی به شهردار ؟
برو ببین تو فرهنگسراها چه انقلابی کرده. ناز شستش.
رضا.
سلام ساغر جونم. اومدم بوست کنم و برم :)
تا کامنت گذاشته بودی افتخار آشنایی با شما را نمی یافتم.
درود!
وبلاگت قشتگ است ما به شما سر خواهیم زد. لینکتان را هم ربودیم.
راستی این مردک شهردار بودنش توی سرش بخودر از جمله قاتلین قتل های زنجیره ای است. عدم حضور من و تو در انتخابات او را به اینجا رساند.
میگم که خوش به حالت که خیالت راحت شد ... جدی
نگو که این شهردار میان شهردارهای سابق تهران نعمتیه برخلاف چیزی که آن بالا نوشتی داری قضاوت می کنی .من با دوتا از این شهردارها چندین ماه کار کردم نه کار اداری کار روزنامه ای که در برخی موارد بیچاره شدند اما هنوز هم معتقدم بلایی که این شهردار جدید با اندیشه های خنده دار ومتعصبش بر سر تهران می آورد از کاری که ملک مدنی در مورد تراکم کرد بدتر خواهد بود .ماجرای پرویز تناولی تجربه نزدیکی بود که به خوبی روحیات شهردار واعضای شورای شهر جدید را بشناسم .به سایت من سر بزن .دغدغه های مشابهی داریم .