هرچند صحبت های کوتاهمون نتیجه ای که می خواستم نداشت اما می دانی؟  من راضی هستم .راضی از گفتن؛از گفتن چیزی که مدتها - سالها - روی دلم مانده بود و ملامت شده بودم بارها برای نگفتنش !
حالا شاید نتیجه ای که می خواستم به دست نیامد اما می دانم که تغییری پیدا می شود و این از گفتن من است.
.
.
.
شاید وقت گفتن بعضی حرفها متوجه تاثیری که روی طرف مقابل می گذاریم نباشم ،
شاید ندانی که این جملات کوتاهت که بریده و جویده ادا می شوند چطور شب و روز در کوچه های خیالم پرسه می زنند و ذهنم رو در هم می پیچند .این جملات که همیشه گریزان و با واهمه جاری می شوند در کلامت...
تو نمی دانی اما...
نظرات 3 + ارسال نظر
سجاد پنج‌شنبه 23 تیر‌ماه سال 1384 ساعت 08:05 ب.ظ http://paknevis.com/weblog

سلام. به نظرم گفتن خیلی وقتها بهتر از نگفتنه؛ بخصوص اگر فکر کنیم سکوت نشانه ی رضاست :)

محمد ( سرزمین عجایب ) پنج‌شنبه 23 تیر‌ماه سال 1384 ساعت 08:24 ب.ظ http://www.sarzamineajayeb.com/

سلام انسان دوست داشتنی . راستش اون نواسموکینگ رو که تو وبلاگ دیدی دیگه شده بود سر قاط زدن من و چنتا از بچه های دیگه . آخع نه اینکه این بچه های گروه هی دم به ساعت لوکوموتیو هوا میکنن میام گفتیم یه وبلاگ بزنیم . از هیچی بهتره لااقل . به هر حال نو اسموکینگ از شما دعوت میکنه اگه مقاله ای کاریکاتوری عکسی سزاغ داشتین واسه ایمیل وبلاگ بفرستین خوشحال میشیم . زنده باشی انسان عزیز.

نوستالوجیک جمعه 24 تیر‌ماه سال 1384 ساعت 03:27 ق.ظ http://nostalogic.persianblog.com

خیلی خوب توصیف کردی این حالتو که تاثیر گذاره..به هر حال تاثیر میذاره ..مثلن همین نوشته ی خودت بود که باغث شد من یه چیزی برات بنویسم..به نظرم این اثر تاثیره!!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد