هرچند صحبت های کوتاهمون نتیجه ای که می خواستم نداشت اما می دانی؟ من راضی هستم .راضی از گفتن؛از گفتن چیزی که مدتها - سالها - روی دلم مانده بود و ملامت شده بودم بارها برای نگفتنش !
حالا شاید نتیجه ای که می خواستم به دست نیامد اما می دانم که تغییری پیدا می شود و این از گفتن من است.
.
.
.
شاید وقت گفتن بعضی حرفها متوجه تاثیری که روی طرف مقابل می گذاریم نباشم ،
شاید ندانی که این جملات کوتاهت که بریده و جویده ادا می شوند چطور شب و روز در کوچه های خیالم پرسه می زنند و ذهنم رو در هم می پیچند .این جملات که همیشه گریزان و با واهمه جاری می شوند در کلامت...
تو نمی دانی اما...
سلام. به نظرم گفتن خیلی وقتها بهتر از نگفتنه؛ بخصوص اگر فکر کنیم سکوت نشانه ی رضاست :)
سلام انسان دوست داشتنی . راستش اون نواسموکینگ رو که تو وبلاگ دیدی دیگه شده بود سر قاط زدن من و چنتا از بچه های دیگه . آخع نه اینکه این بچه های گروه هی دم به ساعت لوکوموتیو هوا میکنن میام گفتیم یه وبلاگ بزنیم . از هیچی بهتره لااقل . به هر حال نو اسموکینگ از شما دعوت میکنه اگه مقاله ای کاریکاتوری عکسی سزاغ داشتین واسه ایمیل وبلاگ بفرستین خوشحال میشیم . زنده باشی انسان عزیز.
خیلی خوب توصیف کردی این حالتو که تاثیر گذاره..به هر حال تاثیر میذاره ..مثلن همین نوشته ی خودت بود که باغث شد من یه چیزی برات بنویسم..به نظرم این اثر تاثیره!!