بگذار هفته ها آن چنان که باید بگذرند،
نه با ابرهای غبارآلود باران زا،
که با یقین خالص آفتاب
و بادهای ملایم روان
با عشقی که میان ما در تب و تاب است،
در این جنگلهای سبز بی قرار
زیبایی عشق با تو
به تنهایی کافی است.
دیگر به غرور نیازی نیست
و نه به هیچ حس دیگر!
نظرات 9 + ارسال نظر
قوم و خویش سه‌شنبه 28 تیر‌ماه سال 1384 ساعت 12:55 ق.ظ

آخ صحبت از عشق کردی ٬ یاد دوران خودم افتادم اما واقعا چه حال و هوائی داشت با وجود کوتاهی و بی ثمرگی اش .
آدم وقتی که وجود عشقی رو تو خودش درک کرد و به تبع آن خالصانه فردی رو دوست داشت و یا حتی عاشقش بود ٬ مطمئنا ُ٬ برای یک زندگی خوب تنها نیست و می تونه به خودش نوید بده که کسی هست که به او تکیه کنه .
اما اینکه زیبائی عشق رو با چه حسی میشه درک کرد ......
ساعتها ٬ روزها و سالها خواهند آمد و خواهند رفت اما من یقین دارم که در جریان این گذار باز هم عاشق خواهم شد و تنها نخواهم ماند .

سرزمین عجایب چهارشنبه 29 تیر‌ماه سال 1384 ساعت 11:47 ق.ظ http://www.sarzamineajayeb.com/

سلام . راستش اینترنت تدریس می کنم. راستی ما هم یه بار آرزو کردیم هم اش آفتابی باشه هوا . بعد دیدیم حال نمیده . آرزو مونو عوض کردیم.دی.راستی لینک منو اضافه کن. خوشحالم میکنی.زنده باشی.

امین چهارشنبه 29 تیر‌ماه سال 1384 ساعت 03:54 ب.ظ http://weblog.aminsabeti.com

ممنون از اینکه در مورد مطلب اعدامم نظر دادی. در مورد فکر کردن برای بی‌درد بودن مواد سمی باید بگم به نظر شما کمتر از اعدام نیست؟ و در مورد اینکه خدا گفته میشه بگی کجا خدا گفته ملت را اعدام کنید؟
راستی اگر حاضر به تبادل لینک هستی خبرم کن.
منتظر هستم...

سجاد جمعه 31 تیر‌ماه سال 1384 ساعت 08:33 ق.ظ http://paknevis.com/weblog

سلام. می گذرد؛ حتی با ابرهای غبار آلود و بارانی و غرور و نخوت؛ ولی باید زیر چتری دور هم با فروتنی جمع شویم...

زردشت دوشنبه 3 مرداد‌ماه سال 1384 ساعت 01:35 ب.ظ http://www.zardosht.gharieh.com

درود بر شما دیروز غروب بر سر مزار ابر مردی جمع بویم که همیشه بامداد خواهد بود خوشحال می شوم که به من سر بزنید

ناناز دوشنبه 3 مرداد‌ماه سال 1384 ساعت 05:53 ب.ظ http://onlynanaz.blogsky.com

سلام
آفرین بر شما خسته نباشید.

زردشت سه‌شنبه 4 مرداد‌ماه سال 1384 ساعت 01:26 ب.ظ http://www.zardosht.gharieh.com

درود بر شما خوسحالم که سر زدید بله انجمن شعر هایی که شرکت می کنم تهران کرج شهریار هست اگر کمکی بتونم انجام بذم حوشحال می شوم

زردشت چهارشنبه 5 مرداد‌ماه سال 1384 ساعت 11:49 ق.ظ http://www.zardosht.gharieh.com

درود بر شما از اینکه به من سر زدید خرسندم در مورد پرسش شما باید عرض کنم من به انجمن های کرج شهریار و تهران می رم اگر خواستید میل بزنید صحبت کنیم

کامیرا پنج‌شنبه 6 مرداد‌ماه سال 1384 ساعت 12:23 ق.ظ http://www.bandarabbascity.com

سلام. شعر به این قشنگی چرا حرف از خداحافظی و خستگی می زنی؟ همیشه حرفی برای گفتن هست .. اینو از من به خاطر بسپار. خوشحال میشم به بندرعباس سیتی هم سر بزنید.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد